عشق

 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی،

دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.

 

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند

بی ارزش است،

 

دوست داشتن از روح طلوع می کندو تا هرجا که روح ارتفاع دارد

همگام با آن اوج میگرد

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور

سال ها بر آن اثر میگذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

 

عشق طوفانی ومتلاطم است، دوست داشتن آرام و استوار

و پروقار وسرشاراز نجابت

 

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی

" فهمیدن و اندیشیدن " نیست،

دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و

اندیشیدن رااززمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

 

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند

و می یابد.

 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.

 

عشق در دریا غرق شدن است،دوست داشتن در دریاشنا کردن

 

عشق بینایی را میگیرد، دوست داشتن بینایی میدهد

 

عشق خشن است و شدید و ناپایدار، دوست داشتن لطیف است

و نرم و پایدار.

 

عشق همواره با شک آلوده است، دوست داشتن سرا پا یقین

 

 

 

است و شک ناپذیر

 

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم از دوست

داشتن هرچه بیشتر ، تشنه تر.

 

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست

می برد.

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 35 بازدید