بنده خدا فقط سلام کرد

 

دختری از کوچه باغی میگذشت

یک پسر در راه ناگه سبز گشت

در پی اش افتاد و گفتا او سلام

بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی درنگ

سوی او برگشت مانند پلنگ

گفت با او بچه پروی خفن

می دهی زحمت به بانویی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر

من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار

میکنم در شرکت رایانه کار

دختری چون من که خیلی خانمه

بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه اش در شهرک است

کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام!!!

 

 

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
نیوشا

سلام عسيمممم خوفييييييي؟؟؟؟؟؟؟منوم که اومدي بهم سرزدي خيلي خوجحالم کردي گلم بازن پيشم بيا باشههههه؟؟؟؟؟خوب فعلابوس بوس باباييييييي تابعدددددد.....عسلممممممم......{ [بوسه]}{[قلب]}{[بوسه]} هیچ بارانی جای پای تو را از کوچه قلبم نخواهد شست.........