مهر کودک

 

مهربانی را وقتی فهمیدم که ؟

 

 

کودکی در دفتر نقاشی اش

 

 

 

خورشید را رنگ سیاه میزد

 

 

 

که پدر کارگرش زیر

 

 

 

 

 

آفتاب نسوزد ..... !!!!!

 

 

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
مهدی ملقب به قدیمی

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد ... نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد ... من که میدانم که تا سرگرم بزم هستی ام ... مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد ... پس چرا عاشق نباشم ...؟ [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام رفیق . کوچیکت آپه و اگه با منت قدم روی چشماش بزاری خوشحالش میکنی . سبز باشی و مانا . یاحق . رخصت .

مهـــــــ تنها ــــــدی

من همچنان در تپش خاطره ها مانده ام؛ همان هایی که مدت هاست برایم بوی بهار را منع کردند.... اما امیدوارم بهار شما همراه بهترینا باشه {[گل]} [ هرموقع که میخواهم بنویسم "زندگی" ذهنم کار نمی کند، احساس میکنم فقط نفس می کشم ] واسه نبودنام معذرت...

سارا

سلام خوبی واقعا باید الان مهربانی رو از بچه ها اموخت[تایید] بچه ها خیلی روح لطیفی دارن من که خیلی عاشق بچه ها هستم[قلب]