غربت ....

شبی غمگین شبی سرد

 

مرا در غربت فردا رها کرد

 

دلم در حسرت دیدار او ماند

 

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

 

به من میگفت تنهایی غریب است

 

ببین با غربتش با من چه ها کرد

 

تمام هستیم بود و ندانست

 

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

 

افسوس شکستم را نفهمید

 

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...

 

 

/ 1 نظر / 14 بازدید
رضا

وب قشنگی داری موفق باشید