من عزرائیلم

 

مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون

یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه

سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه

دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :

آقا منو میشناسی ؟راننده میگه : نه یهو راننده

واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره

و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره

میپرسه منو میشناسی؟راننده میگه : نه. شما ؟

مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه :

برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانومه از عقب

به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی

حرف میزنین؟ راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از

ترس فرار میکنه. بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن

 


/ 0 نظر / 12 بازدید