درد و دل با خدا

 

 

 

 

 

از خدا خواستم دردهای مرا بر طرف کند

 

خدا گفت :

نه ، این کار من نیست و این

تو می باشد که ،

دردها را رها کنی !

 

از خدا خواستم به فرزند معلول من

سلامتی بدهد ؟

 

خدا گفت :

نه ، روح ابدی است ولی بدن و جسم موقتی هستند !

 

از خدا خواستم که به من صبر عطا فرماید ؟

 

خدا گفت :

که صبر محصول درد و رنج است و عطا شدنی نیست !

بلکه یاد گرفتنی است !

 

از خدا خواستم به من خوشحالی بدهد ؟

 

خدا گفت :

نه ، من به تو نعمت هایم را می دهم

خوشحال بودن به تو بستگی دارد !

 

از خدا خواستم مرا از دردها خلاص کند ؟

 

خدا گفت :

نه ، درد و عذاب تو را از علایق دنیوی

دور می کند و به من نزدیکتر می کند !

 

از خدا خواستم که معنویت مرا رشد دهد ؟

 

خدا گفت :

که تو خودت بایستی رشد کنی ، ولی

من تو را هرس می کنم تا پر بارت کنم !

 

از خدا خواستم به من کمک کند تا دیگران

را دوست داشته باشم همانطور که تو مرا دوست داری ؟

 

خدا گفت :

آفرین بالاخره نکته ی را به دست آوردی !

 

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
مولا

ابلیس به خداوند ... در ربیع الابرار آمده است که ابلیس گفت: خداوندا بندگان تو، تو را همی دوست دارند و عصیانت کنند، اما مرا دشمن همی دارند، ولی اطاعتم همی کنند، جوابش آمد که ما اطاعت ایشان از تو را به دشمنیشان با تو بخشیدیم، و هر چند که با همه ی عشق اطاعتمان نکنند ایمانشان را پذیرفتیم . { کشگول شیخ بهائی، صفحه ی 312 } .