گلدسته

هو یا علی مدد

نیما یوشیج
نویسنده : davood ghaib - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳٩٠
 

 

21 ابان زادروز نیما یوشیج پدر شعر نوع گرامی باد

 

 

 

   

 


 
 
مردان تاریخ
نویسنده : davood ghaib - ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ٤ آبان ۱۳٩٠
 

یعقوب لیث فرزند مام وطن

 

 

یعقوب لیث آزادمرد ایرانی و این مبارز خستگی ناپذیر راه تجدید استقلال ملی ایران و قهرمان میهن کار آزاد کردن هرات بامیان بلخ کابل غزنه و بست از سلطه اعراب را در ۲۱ بهمن تکمیل کرد(۸۶۷ میلادی)یعقوب در طول ۱۱سال بعد نیشابور گرگان کرمان و فارس و خوزستان را هم متصرف شد در ساحل دجله با خلیفه عباسی به جنگ پرداخت.

یعغوب لیث فرمانروا و پیشوای عیاران و جوانمردان سیستان بود در ده قرنین که از پایگاه های افسانه ای رستم و ستورگاه او بود دیده به جهان گشود .چون بالید و کار آمد شد برای رهایی میهن از آشوب و آشفتگی و گسیختگی کمر همت بست .او خود را از پشت و نژاد گرشاسپ نیای رستم می دانست .پس او از دوده و تخمه رستم است و رستم پاسدار ایران و پدید آورنده آیین معرفت و جوانمردی و راهرو و پوینده هفت خان و هفت شهر عشق یا هفتگانه رسایی بود .

آموزگار و پروردگار سیاوش و نمایان ساز و بر تخت نشاننده کیخسرو و نیاکان او بود...یعقوب روزگار ایران و مهراب و قبله گاه رستم را پریشان و تلخ دید باید بر می خاست و برخاست از همه کارهای او می گذریم به بزرگترین کارش می پردازیم و آفرین بر او که که بار امانت را پیش ار فردوسی بر دوش کشید و در دل گفت قرعه کار به نام من دیوانه زدند
یعقوب به فرمانروایی می رسد شاعران او را می ستایند به تازی یعقوب می گوید: ((چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟))و تا آن زمان نامه پارسی نبود و اولین شعر پارسی درآن هنگام سروده شد و اینچنین ایران و زبان ایرانی زنده می شود .

سپس دستور آوردن خداینامک از هندوستان را می دهد و فرمود آنرا به پارسی نقل کنند و از زمان خسروپرویز تا ختم کار یزگرد هر آنچه نقل شده بود بدان کتاب الحاق نمودند و از تاج پسر خراسانی از هرات و یزدان داد پسر شاپور از سیستان ماهوی پسر خورشید از نیشابور و شادان پسر برزین از توس بهره بردند و فردوسی نیز به چگونگی گردآوری شاهنامه و نقش یعقوب لیث اشاره کرده و می فرماید:

 

یکی نامه بد از گه باستان / فراوان بد و اندرون داستان

پراکنده در دست هر موبدی / از او بهرهای برده هر بخردی

یکی پهلوان بود دهقان نژاد /دلیر و بزرگ و خردمند و راد

پژوهنده روزگار نخست / گذشته سخن ها همه باز جست

ز هر کشوری موبدی سالخورد/بیاورد و این نامه را گرد کرد

بپرسیدشان از نژاد و کیان /و از آن نامداران فرخ گوان

که گیتی به آغاز چون داشتند/ که ایدون به ما خوار بگذاشتند

چگونه سر آمد به نیک اختری /بر ایشان همه روز کند آوری

بگفتند پیشش یکایک مهان/سخن شاهان و گشت جهان

چو بشنید از ایشان سپهبد سخن/ یکی نامورنامه افکند بن

چنان یادگاری شد اندر جهان/بر او آفرین از کهان و مهان

 

شاید امروز دیگر نامی و نشانی از یعقوب لیث در میان نباشد و آرامگاه او ساکت و دور افتاده در گوشه ای از خاک پاک ایران زمین(حد فاصل دزفول-شوشتر)اما نژاد ایرانی او و جنبشی که او پایه گذارد همچنان پابرجاست و برماست که راهش و هدفش را که همان بازیابی و شناخت هویت و فرهنگ ایرانی است پرتوان تر از گذشته انجام دهیم.